از زماني كه توسعه اقتصادي بهعنوان رهيافتي فراگير در حوزه اقتصاد به صحنه آمد اين مفاهمه حاصل شد كه رشد اقتصادي بدون در نظر گرفتن ابعاد اجتماعي آن نظير آموزش و بهداشت نميتواند پاسخگوي همه نيازهاي جامعه باشد.
ابعاد اجتماعي توسعه اقتصادي تا تاميناجتماعي بهعنوان نهادي كه ميتواند افراد جامعه را در ريسكهاي درآمدي و درماني و مخاطرات بههم پيوند دهد و يك مشاركت اجتماعي ملي را به انجام برساند ادامه يافت.
از سوي ديگر تاميناجتماعي مفهومي جامع از همه حمايتهاي اجتماعي است كه از سوي نهاد دولت براي متعادل كردن جامعه در مقابل مخاطرات ناشي از تصميمات اقتصادي و سياسي و تحولات تكنولوژيك سطح ملي و محلي تعبير ميشود.
متاسفانه در ايران تاميناجتماعي را با بيمههاي اجتماعي اشتباه ميگيريم و حتي نام سازمان تاميناجتماعي نيز به جاي بيمههاي اجتماعي گذاشته شده است؛ درحالي كه تاميناجتماعي نهادي است كه به قول اقتصاددانان نهادگرا قواعد بازي را روشن ميسازد و سازمانها بازيكنان بازي هستند.
تاميناجتماعي مفهومي نهادي در جامعه است و ميتواند شامل كليه فعاليتهاي حمايتي جامعه اعم از بيمه هاي اجتماعي، امور امدادي، امور بهزيستي، توانبخشي و حمايتهاي سوبسيدي باشد صرفنظر از اينكه چه سازمان دولتي رسمي و غيررسمي آن را به انجام ميرساند.
از سوي ديگر يكي از وظايف دولت مدرن توليد و انباشت بيشتر كالاي عمومي در جامعه است كه شامل هدايت كلان اقتصاد، آموزش، بهداشت و تاميناجتماعي است. هرچه دولتها متعلق به كشورهاي توسعه يافتهتر باشند اين وظايف بهطور كارآمدتر و شفافتر توسط دولتها به انجام ميرسد.
با اين ديدگاه توسعه اقتصادي نميتواند بدون داشتن يك نهاد كارآمد تاميناجتماعي به عنوان قاعده بازي براي مردمي كه ريسكهاي درآمدي و درماني و تشخص اجتماعي خود را در مشاركت با اين نهاد معامله ميكنند تحقق يابد. لذا وجود نهاد تاميناجتماعي در جامعه در راستاي توسعه اقتصادي و يكي از اجزاي موثر آن به شمار ميآيد.
نهاد تاميناجتماعي امري است كه از سويي خود يكي از ابعاد توسعه اقتصادي و از سوي ديگر موجب ارتقاي توسعه اجتماعي به عنوان تغيير در كنشها و مناسبات اجتماعي شود. جامعهاي كه وارد معامله براي خريد ريسكهاي آينده خود با نهاد اجتماعي - اقتصادي تامين اجتماعي شده است، مثلا خود را بيمه بازنشستگي، درمان و عمر نمود؛ در واقع كنشها و مناسبات جديدي در جامعه توليد كرده است.
روند توسعه اقتصادي ملازم با روند اصلاح و توسعه در نهاد دولت است. بنابراين ديدگاه دولتها نسبت به نهاد تاميناجتماعي بسيار مهم و تعيينكننده است. اگر دولت خود را مداخلهگر بداند و مسوول همه حمايتهاي اجتماعي و بدون مشاركت مالي و اجتماعي مردم در تاميناجتماعي باشد عملا راه دولت رفاه كه تجربهاي يكصدساله در غرب بوده است و در ربع آخر قرن بيستم به تدريج از آن عدول نمودهاند و ميتواند موجب كاهش كارآيي جامعه و اقتصاد ميشود را باطل نموده است.
به جاي آن رجوع به رهيافت جامعه رفاه كه مردم را در ريسك اجتماعي مشاركت داده و سهيم ميداند مورد توجه است. اين امر مستلزم تغييرات فكري در انديشه دولت در ايران، استفاده از تجارب جهاني و تجربه ايراني 40 ساله گذشته است. به نظر ميرسد سياستهاي دو سال گذشته دولت در ايران در تقويت دولت رفاه آنهم به شكل ناقص و ناكارآمد آن بوده است.
اين بدان مفهوم نيست كه دولتهاي قبلي يكسره به دنبال دولت رفاه نبودهاند اما ميتوان گفت كه دولت گذشته روند اصلاح و پيشروي به سوي جامعه رفاه را شروع كرده بود و شايد در ادامه ميتوانست به اصلاح آن منجر شود. لكن در دو سال گذشته كمكها و حمايتهاي مستقيم دولت عملا سياستهاي قبلي را به فراموشي سپرده است.
تاميناجتماعي با اين ديدگاه كه امري در راستا و جزئي از ابعاد توسعه اقتصادي است، امري نهادي است كه مبتني بر مشاركت مردم در خريد ريسكهاي آينده آنان است. مشاركت مردم در سرنوشت مشترك، توليدكننده سرمايهاي نوين براي جامعه است كه حس اعتماد اجتماعي را در بازيگران و كنشگران اين نهاد گسترده ملي بالا ميبرد و عملا به توليد سرمايه اجتماعي كمك ميكند.
اگر دولت با اين نگاه به تاميناجتماعي نگاه كند و آن را از ملزومات توسعه اقتصادي و توسعه اجتماعي ايران به شمار آورد، بيشك در سازماندهي اين نهاد به عنوان بازيكنان آن دقتهاي فراواني ميكند. مديريت و اداره سازمانهايي نظير وزارت رفاه و تامين اجتماعي، مستلزم نگاهي جامع و كارآمد و توسعهگرا به امر تاميناجتماعي در ايران است.
انتخاب مديران ميبايست بر اساس مشخصاتي باشد كه بتوانند بازيگران خوبي براي ارتقاي نهاد تاميناجتماعي در ايران در راستاي توسعه اقتصادي و سعادت جامعه باشند. جامعه ايران هر روز در حال تحول و توسعه است و تقاضاهاي اجتماعي آن را عوامل متعدد داخلي و جهاني تعيين ميكند.
بازيگران مديريت جامعه ميبايست تسهيلكنندگان روند اين تحولات به سوي اهداف جمهوري اسلامي باشند نه كندكنندگان آن.
منبع : روزنامه هم ميهن